پشت پرده لذت دیدار - تاریخ: 1405/4/31 ساعت: 9:55
لذت دیدار آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «لذت دیدار» را در ادامه بخوانید. هرچند که در شهر تو بازار زیاد است باید برسم زود، خریدار زیاد است من دربه‌در پنجره‌فولادم و دیری‌ست بین من و آن پنجره دیوار زیاد است آن‌قدر کریمی که بدهکار تو کم نیست آن‌قدر کریمی که طلبکار زیاد است پاییز رسیدم به حرم، با همه گف...
لذت دیدار - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:26
هرچند که در شهر تو بازار زیاد استباید برسم زود، خریدار زیاد استمن دربهدر پنجرهفولادم و دیریستبین من و آن پنجره دیوار زیاد استآنقدر کریمی که بدهکار تو کم نیستآنقدر کریمی که طلبکار زیاد استپاییز ر
دعا کردم - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 6:40
F.@.d.@:کاش میشد هیچکس تنها نبود کاش میشد دیدنت رویا نبود گفته بودی باتو می مانم ولی رفتی و گفتی که اینجا جا نبود سالیان سال تنها مانده ام شاید این رفتن سزای من نبود من دعا کردم برای بازگشت دست های تو ولی بالا نبود باز هم گفتی که فردا می رسی کاش روز دیدنت فردا نبود
باز آ - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 6:40
آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ شده نزدیک که هجران تو، مارا بکشد گرهمان بر سرخونریزی مایی ، بازآ کردهای عهد که بازآیی و ما را بکشی وقت آنست که لطفی بنم
چشم انتظار - تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 3:00
تا کی در انتظار گذاری به زاریمباز آی بعد از اینهمه چشم انتظاریمدیشب به یاد زلف تو در پرده های سازجان سوز بود شرح سیه روزگاریمبس شکوه کردم از دل ناسازگار خوددیشب که ساز داشت سرسازگاریمشمعم تمام گشت و چراغ ستاره مردچشمی نماند شاهد شب زنده داریمطبعم شکار آهوی سر در کمند نیستماند به شیر شیوه وحشی شکاریم...
تا کی - تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 1:08
وحشی » گزیده اشعار » غزلیات آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ شده نزدیک که هجران تو، مارا بکشد گرهمان بر سرخونریزی مایی ، بازآ کردهای عهد که بازآیی و ما را بکشی وقت آنست که لطفی بنمایی، بازآ رفتی و باز نمیآیی
صبورم - تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 11:02
گر بی تو یک دو روز صبورم، عجب مدار چون شاخ ِنو بریده، ندارم خبر هنوز مسیح_کاشانی
دلت - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 1:19
عاقبت روزی خودم را ،،در دلت جا میکنم وآنچه را گم کرده بودم،،در تو پیدا میکنمآنچنان در دفترم شعر و ،،غزل خواهم نوشت با همین شعر و غزلقفل از دلت وا میکنم #علی_شهبازی_
بی قرار - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 1:19
انگاربی قراری شده عادت ما نه خودمان قرار آرام داریم نه باعث آرامش کسی می شویم حتی آرامش بقیه رو بهم میزنیم .زمانی که خودت رو هر جوری بخوای ثابت کنی که تو همینی هستی که هستی با تمام نداشتهات صادقی ولی کیه که باورکنه تورویابادید خودشان نگاه میکنن یابا بدبینی . تویی تنهایی ودلهرو بی قراری واشک در چشمان...
نوروز - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 1:19
عید باستانی نوروز برهمگان مبارک. شادوسلامت باشید
عاشق تو - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 1:19
ماهى به آب گفتا ، من عاشق تو هستم..از لذت حضورت ، مى را نخورده مستم ! آيا تو ميپذيرى ، عشق خدائيم را ؟..تا اين که بر نتابى ، ديگر جدائيم را ؟!آب روان به ماهى ، گفتا که باشد اما..لطفا بده مجالى ، تا صبح روز فردا ! بايد که خلوتى با ، افکار خود نمايم..اينجا بمان که فردا ، با پاسخت بيايم!! ماهي قبول کرد
زندگی-عشق - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 1:19
خار خندید و به گل گفت سلامو جوابی نشنیدخار رنجید ولی هیچ نگفتساعتی چند گذشتگل چه زیبا شده بوددست بی رحمی نزدیک آمد،گل سراسیمه ز وحشت افسردلیک آن خار در آن دست خلید و گل از مرگ رهیدصبح فردا که رسیدخار با شبنمی از خواب پریدگل صميمانه به او گفت سلام... گل اگر خار نداشتدل اگر بی غم بوداگر از بهر كبوتر ق...
امام علی (ع) - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 1:19
ولادت باسعادت علی(ع) وروز پدر مبارک
یاران نیمراه - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 1:19
از دست رفته ام من و از پا فتاده امزآندم که دل به عشق بلاخیز داده ام مولود تیره روزی و پرورده ی غمم چون صبح آتشین ز شب تیره زاده ام جانم ز بیوفاییِ یاران نیمراه صد بار تیره گشت و همان لوح ساده ام بر چهره ام فروغ دل و جان من ببین چون صبح صادقاست جبین گشاده ام ای ساحل نجات کجا جویمت که من چون کشتی شکست
آرزو دارم - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 1:19
می روم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم می روم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما می روی آرزو دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی بر خوردهای سرد را شریعتی
عید فطر - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 1:19
عید سعید فطر برهمه ی مؤمنان مبارک،
تقصیر دلم - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 1:19
تقصیر دلم بود که چشمان تو را خواستاین سر به هوا مثل خودم عاشق دریاست درگیر نگاهت شد و تا بام تو پر زدبیچاره ندانست که این اول بلواستشاعر شد از آن روز که چشمان تو را دیداین ولوله در شعر من از چشم تو برپاست چشمان تو آمیزه ای از شور و ترانه استآنجا که غزل نیز فراگیر و مهیاست ناز تو نیاز دل دیوانه ی من