برچسب:
نویسنده: ایلیا یزدانی
برچسب:
نویسنده: ایلیا یزدانی
کاش میشد دیدنت رویا نبود
گفته بودی باتو می مانم ولی
رفتی و گفتی که اینجا جا نبود
سالیان سال تنها مانده ام
شاید این رفتن سزای من نبود
من دعا کردم برای بازگشت
دست های تو ولی بالا نبود
باز هم گفتی که فردا می رسی
کاش روز دیدنت فردا نبود
برچسب:
نویسنده: ایلیا یزدانی
برچسب:
نویسنده: ایلیا یزدانی
دیشب به یاد زلف تو در پرده های ساز
جان سوز بود شرح سیه روزگاریم
بس شکوه کردم از دل ناسازگار خود
دیشب که ساز داشت سرسازگاریم
شمعم تمام گشت و چراغ ستاره مرد
چشمی نماند شاهد شب زنده داریم
طبعم شکار آهوی سر در کمند نیست
ماند به شیر شیوه وحشی شکاریم
شرمم کشد که بی تو نفس میکشم هنوز
تا زنده ام بس است همین شرمساریم
برچسب:
نویسنده: ایلیا یزدانی
برچسب:
نویسنده: ایلیا یزدانی

گر بی تو یک دو روز صبورم، عجب مدار
چون شاخ ِنو بریده، ندارم خبر هنوز
مسیح_کاشانی
برچسب:
نویسنده: ایلیا یزدانی
وآنچه را گم کرده بودم،،
در تو پیدا میکنم
آنچنان در دفترم شعر و ،،
غزل خواهم نوشت
با همین شعر و غزل
قفل از دلت وا میکنم
#علی_شهبازی_
برچسب:
نویسنده: ایلیا یزدانی
برچسب:
نویسنده: ایلیا یزدانی
شادوسلامت باشید
برچسب:
نویسنده: ایلیا یزدانی
برچسب:
نویسنده: ایلیا یزدانی
گل اگر خار نداشت
دل اگر بی غم بود
اگر از بهر كبوتر قفسی تنگ نبود،
زندگی،عشق،
اسارت،قهر و آشتی،
همه بی معنا بود .
برچسب:
نویسنده: ایلیا یزدانی
برچسب:
نویسنده: ایلیا یزدانی
برچسب:
نویسنده: ایلیا یزدانی
می روم شاید فراموشت کنم
با فراموشی هم آغوشت کنم
می روم از رفتن من شاد باش
از عذاب دیدنم آزادباش
گر چه تو تنها تر از ما می روی
آرزو دارم ولی عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را
تلخی بر خوردهای سرد را
شریعتی
برچسب:
نویسنده: ایلیا یزدانی